رازی که در خالکوبی ها و زنجیرهای نقره ای این زن تونسی پنهان شده

به گزارش گردشگرها، پرتره زن بدوی تونسی که در سال 1907 ثبت شد، از نمونه های درخشان و خیره کننده عکاسی قوم نگاری (ethnographic photography) در اوایل سده بیستم است. این تصویر فراتر از ثبتی ساده از چهره، سندی زنده از تلاقی سنت های دیرپای بادیه نشینان، فرهنگ مادی بربرها و موج فزاینده فراوری کارت پستال های تصویری در دوران استعمار فرانسه به شمار میرود. زن با وقاری راسخ، نگاهی نافذ و مجموعه ای چشم نواز از زیورآلات دست ساز سنتی پیش روی دوربین نشسته است.

رازی که در خالکوبی ها و زنجیرهای نقره ای این زن تونسی پنهان شده

این عکس مهارت فنی عکاسانی چون ژان گیسر (Jean Geiser) را در بهره گیری از نور طبیعی آشکار می نماید؛ در عین حال، پیوند عمیق میان آرایش مو، خالکوبی های آیینی و هویت تباری را در میان جوامع بومی شمال آفریقا نشان می دهد.

چرا چنین تصویر شاخصی در شروع سده بیستم ثبت شد و چه هدفی پشت گرفتن آن نهفته بود؟ آیا این شمایل بازتاب دهنده زیست واقعی و روزمره زنان قبایل تونس است یا حاصل صحنه پردازی راهنمایی شده در آتلیه های سیار عکاسان اروپایی؟ چرا می گویند نقوش روی پوست و زنجیرهای سنگین آویخته بر سینه او زبانی خاموش برای بیان ساختار اجتماعی، سن بلوغ و محافظت در برابر چشم زخم هستند؟ و آیا واقعیت دارد که پشت این کارت پستال های تجاری، کوششی ناخودآگاه برای جاودانه سازی میراثی در آستانه دگرگونی های بزرگ دنیا مدرن جریان داشته است؟

نوشته های مشابه

  • ماجرای تبعید دسته جمعی ساکنان کشورهای بالتیک به سیبری و ثبت چهره بچه ها در واگن های باری

    24 شهریور 1405

  • خاطره نصب ویندوز 95 با انبوهی از دیسکت های فلاپی 3.5 اینچی

    22 شهریور 1405

  • فولاد آبی؛ بازخوانی فیلم نئو نوآر کاترین بیگلو و قاب بندی های امیر مکری

    24 شهریور 1405

  • کتاب دو سال در تعطیلات ژول ورن با روی جلد قدیمی دهه شصت و ترمیم آن با فناوری نانو بانانا

    25 شهریور 1405

بستر تاریخی شمال آفریقا در آستانه قرن بیستم

در اواخر سده نوزدهم و سال های شروعین سده بیستم، منطقه مغرب عربی (Maghreb) تحولات ساختاری گسترده ای را از سر گذراند. کشور تونس تحت نظام تحت الحمایگی فرانسه (French protectorate) اداره می شد و این حضور اداری، ساختار سنتی ایلات و عشایر صحرانشین را به تدریج زیر فشار می گذاشت. قبایل بدوی که قرن ها بر پایه الگوهای کوچ نشینی فصلی و سازگاری با اقلیم خشک بیابان زیسته بودند، ناگهان خود را در مجاورت نظم نوین شهری، خطوط راه آهن و بازارهای صادراتی دیدند. با این حال، فرهنگ زیستی و مادی این قبایل همچنان پیوندی عمیق با باورهای کهن بومی، نمادشناسی قوم آمازیغ (Amazigh) و آیین های پیش از دوران استعمار داشت.

هم زمان با این دگرگونی ها، تب جمع آوری و ارسال کارت پستال های تصویری (cartophilie) در سراسر اروپا و سرزمین های مستعمره بالا گرفت. گردشگران، نظامیان و دیپلمات ها در پی تصاویری بودند تا حال وهوای مواجهه با دنیا شرق و فرهنگ های ناآشنا را ثبت نمایند. موسسات انتشاراتی و آتلیه های عکاسی در تونس و الجزایر خیلی زود به این تقاضای فزاینده پی بردند و صدها عنوان کارت پستال از چهره های بومی (types indigènes) منتشر کردند. عکسی که پیش رو داریم در چنین فضایی خلق شد؛ نقطه ای که در آن صنعت نوپای عکاسی با سنت های دست نخورده عشایری تلاقی یافت و سندی ماندگار از فرهنگ بادیه نشینی به یادگار گذاشت.

خوانش فرمال و تحلیل بصری پرتره

در ترکیب بندی بصری، این عکس نمونه ای چشمگیر از پرتره سه رخ (three-quarter profile) به شمار می آید. عکاس با تابش نور جانبی، بافت های گوناگون را با وضوحی تحسین برانگیز نشانده است: زبری پارچه دستباف پشمین، درخشش مات نقره و لطافت پوست چهره به خوبی تفکیک شده اند. خطوط عمودی گیسوان بافته و زنجیرهای متعدد روی سینه، ریتمی بصری و منظم پدید آورده اند که نگاه بیننده را از سربند به سوی پایین و ریزه کاری های آویزها می کشاند. پس زمینه تصویر نیز تعمداً محو و خنثی مانده است تا سوژه کانون اصلی تمرکز نگاه باشد.

حالت چهره سوژه تفاوت معناداری با پرتره های مرسوم آن دوره دارد. او بر خلاف عکس های تجاری و عامه پسند، نه لبخندی تصنعی به لنز می زند و نه ژستی تسلیم شده یا ابژه گونه به خود گرفته است. نگاه آرام، متین و خیره به دوردست او، استقلال شخصیت و وقاری درونی را بازتاب می دهد. چین خوردگی های طبیعی ردای سنتی و تقارن پویای سنجاق های سینه که لباس را مهار نموده اند، به اثر تحرک بصری بخشیده اند و این قاب را از ثبتی آتلیه ای و بی روح، به سندی جاندار و گویا بدل نموده اند.

هویت سوژه و میراث عکاسانه ژان گیسر

پایین تصویر، عبارت ژان گیسر، عکاس الجزیره (J. Geiser, Phot. Alger) به چشم می خورد. ژان گیسر از نامدارترین عکاسان سوئیسی تبار مستقر در شمال آفریقا بود که دهه ها به ثبت منظره ها طبیعی، بافت معماری شهری و سیمای اقوام گوناگون پرداخت. آثار او به واسطه دقت فنی ممتاز، تسلط بر نورپردازی و ثبت وفادارانه پوشش های روبه زوال شناخته می شوند. هرچند گیسر برای بازار تجاری کارت پستال کار می کرد، وسواس او در جزییات نگاتیوهای شیشه ای مرز میان عکاسی بازاری و مردم نگاری مستند را بسیار باریک نموده بود.

زن حاضر در عکس، مانند اغلب سوژه های بومی آن روزگار، بی نام مانده و تنها با عنوان عمومی زن بدوی تونسی (Bédouine tunisienne) معرفی شده است؛ بی نامی معناداری که رویکرد تیپ نگارانه آن دوران را نشان می دهد، دورانی که فردیت انسان ها زیر سایه دسته بندی های قومی و جغرافیایی گم می شد. با این حال، غیبت نام در اسناد مکتوب نتوانسته از صلابت چهره او بکاهد؛ کشش غریب نگاهش هویت انسانی او را فراتر از برچسب های بایگانی عکاس ثبت نموده و پس از گذشت بیش از یک سده، همچنان زنده و گیرا نگه داشته است.

زبان اشیا؛ از قلاب های نقره تا طلسم های محافظ

بخش مهمی از جاذبه این تصویر در انبوه زیورآلات نقره ای و سنتی آن نمایان است. روی هر دو شانه، دو سنجاق بزرگ و مدور با زبانه ای تیز به چشم می خورد که در گویش محلی خلاله (Khallala) یا فیبولا (fibula) خوانده می شوند. این قطعات نقره ای گذشته از جنبه زینتی، کاربردی کاملاً سنجیده دارند؛ این سنجاق ها دو لایه پارچه ندوخته ردا را روی شانه ها راسخ نگه می دارند. ابعاد و وزن این خلاله ها در گذشته بازتاب دهنده توان مالی خانواده و مقدار پشتوانه مادی (صداق) زن بادیه نشین بوده است.

روی سینه سوژه، زنجیره ای فشرده از حلقه ها، سکه ها و آویزهای نمادین نشسته است. در باور عشایر صحرانشین، نقره فلزی پاک و سپید به شمار می رفت که بر خلاف طلا، گزند ارواح ناپاک را دور می ساخت. در میان این آویزها، نماد پنجه یا خمسه (Khamsa) برای دفع چشم زخم (evil eye) و مهره هایی به شکل دندان درندگان و شانه سنتی خودنمایی می نمایند.

این دست سازه های نقره ای را که صنعتگران محلی از ترکیب نقره و اندکی مس می ساختند، در واقع دارایی و پشتوانه مالی متحرک خانواده بود. در روزگار خشک سالی و تنگسالی، زنان با فروش قطعه ای از این زیورهای سنگین، هزینه بقای ایل و کوچ در دل کویر را تأمین می کردند.

خالکوبی های قبیله ای و آرایش مو در آیین های کهن

روی چهره زن، به ویژه در امتداد چانه و گونه، خطوط ظریفی از خالکوبی آیینی یا وشم (Wasm / Siyala) دیده می گردد. زنان سالخورده این نگاره های هندسی را با دوده، عصاره گیاهان دارویی و خراش های ریز بر پوست دختران نقش می زدند. این خطوط فراتر از جلوه های آرایشی، حکم شناسنامه اجتماعی فرد را داشتند و وابستگی به تباری تعیین، گذر به سن بلوغ، یا طلب تندرستی و زایش را بازگو می کردند.

نحوه آرایش موها با گیسوان ضخیم و مهار آن ها زیر نواری بافته شده به نام مجدول (Mejdoul)، جنبه هایی ناگفته از شیوه زیست زنان بادیه نشین را روشن می نماید. این شیوه آرایش در کنار سربندهای لایه لایه، گذشته از محافظت در برابر گردوغبار صحرا، شرایط تأهل و مرتبه اجتماعی زن را در طایفه تعیین می کرد. هم نشینی سنجیده مو، پارچه و نقوش حک شده بر پوست، تصویری منسجم از سازگاری انسان با اقلیم کویر و آداب نیاکانی را پیش چشم می گذارد.

رمزشناسی باورهای عامیانه و نمادهای دفع گزند

چرا آویزهای سینه این زن چنین تنوع نمادین چشمگیری دارند؟ یافته های مردم شناختی نشان می دهند که هر تکه از این گردن آویزهای نقره ای کارکردی تعیین در منظومه باورهای عامیانه داشته است. برای نمونه، آویزهای طرح شانه، نشانه نظم دادن به پریشانی ها و پاکیزگی روان تلقی می شدند. همراه داشتن دندان حیوانات یا قطعات استخوانی نیز نمادی از تسخیر نیروی زیستی جانور و سپری در برابر ناخوشی های ناگهانی بیابان بود.

سکه های متصل به زنجیرها اغلب مسکوکات عهد عثمانی یا سکه های کهنه فرانسوی بودند که پس از خروج از چرخه دادوستد، نقشی آیینی و تعویذگونه (talisman) یافته بودند. طنین زنگوله وار برخورد این سکه ها و قطعات نقره هنگام گام برداشتن، در باور بادیه نشینان ارواح سرگردان و نیروهای ناشناخته صحرا را می تاراند.

به این ترتیب، پوشش این زن نظامی نشانه شناختی و کامل بود؛ زبانی دیداری که بی احتیاج از کلام، امنیت روانی، تعلق اعتقادی و خاستگاه جغرافیایی او را به کاروان ها و قبایلی که پای چاه های آب روبه رویشان قرار می گرفتند، اعلام می کرد.

مواجهه نگاه استعماری با عاملیت بومی

امروزه پژوهشگران تاریخ هنر و جامعه شناسی تصویر، چنین عکس هایی را در بستر نظریه شرق شناسی (Orientalism) آنالیز می نمایند. دوربین عکاس غربی در پی خلق تصویری غریب و خیال انگیز از زن شرقی بود تا تخیل مخاطب اروپایی را سیراب سازد. با این حال، بازخوانی دقیق این اسناد تصویری زاویه دیگری را پیش چشم می آورد: کنشگری و عاملیت زن بومی مانع از فروکاستن عکس به تصوری کاملاً مستعمراتی شده و اصالت مادی پوشش و زیورها در هیئت سندی موزه ای ثبت شده است.

بسیاری از این دست بافته های پشمی، سنت زرگری ایلیاتی و هنر خالکوبی آیینی در جریان توسعه شهرنشینی در سده بیستم رفته رفته از میان رفتند. بازخوانی انتقادی این پرتره، گذشته از کاربرد تجاری و گردشگری آن در سال 1907، امکان ارزشمندی برای درک ژرفای تاریخ فرهنگی زنان صحرانشین و بازشناسی میراث زیسته شمال آفریقا فراهم می نماید.

منبع: یک پزشک
انتشار: 25 شهریور 1405 بروزرسانی: 25 شهریور 1405 گردآورنده: labesttours.com شناسه مطلب: 136

به "رازی که در خالکوبی ها و زنجیرهای نقره ای این زن تونسی پنهان شده" امتیاز دهید

امتیاز دهید:

دیدگاه های مرتبط با "رازی که در خالکوبی ها و زنجیرهای نقره ای این زن تونسی پنهان شده"

* نظرتان را در مورد این مقاله با ما درمیان بگذارید